پیام دکتر نوکاریزی عضو کمیته علمی همایش
1398/08/08

عدالت اجتماعی، همبستگی اجتماعی و کتابخانه‌های عمومی

 

عدالت به مفهوم نهادن هر چیز به جای خود و پاسداری از حق است. عدالت اجتماعی، عدالتی است که همة افراد جامعه از آن برخوردار باشند. اگر افراد جامعه از حق پاسداری کنند، روابط و ارتباطشان با دیگران عادلانه می‌شود. عادلانه بودن رفتار با دیگران یعنی پایین‌ترین سطح علاقه به حقوق دیگران یا دگرخواهی. دو سطح دیگر دگرخواهی، شفقت و علاقه و عشق است. منظور از عدالت رعایت حق و حقوق متقابل است. هرگاه افراد جامعه مدتی عادلانه زندگی کنند و این حس را در خود ایجاد کنند، آنگاه پی خواهند برد که اگر خودشان براساس قراردادهای اجتماعی حقوقی دارند، بخشی از این حقوق متعلق به دیگران است که براساس قرارداد به آن‌ها داده شده است. مثلاً شما در جامعه صاحب شغلی هستید و براساس میزان کار و خدمت و تخصصتان، و نیز قرارداد اجتماعی حقوق دریافت می‌کنید. ولی اگر حس دگرخواهی در شما باشد، متوجه خواهید شد که بخشی از این حقوق ناشی از شرایط و اوضاع طبیعی و اجتماعی فراهم شده توسط جامعه، مثل امنیت اجتماعی، سلامت روان و شرایط طبیعی جامعه است و اگر آن‌ها برقرار نبود، امکان فعالیت راحت را نداشتید. رشد این اندیشه عدالت به تدریج نوعی شفقت و رایگان‌بخشی و نیک‌خواهی در درون فرد ایجاد می‌کند. یعنی فرد به مرحله‌ای می‌رسد که نه تنها حق دیگری را براساس عدالت پایمال نمی‌کند بلکه براساس شفقت بخشی از سهم خود را به دلیل آنچه هستی و در رأس آن خداوند بدون هیچ مزدی به او بخشیده، به دیگران می‌بخشد.

این نیک‌خواهی خود زمینه «خوبی» و «خوشی» را برای دیگران فراهم می‌آورد و مرحله بعد از عدالت است. «خوبی» همان اخلاقی شدن و لازمه بهتر زیستن است. کمک به دیگران در این زمینه، یعنی زمینه رشد اخلاقی دیگران را فراهم آوردن، و این اندیشه سقراط بود که می‌گفت بزرگ‌ترین خدمت در حق دیگران، کمک به اخلاقی‌تر شدن آن‌هاست. این کمک به هیچ روی مادی نیست و از طریق امتیاز مادی نمی‌توان کسی را اخلاقی کرد بلکه باید باوری در او نسبت به مزیت اخلاقی ایجاد کرد. اما کمک دیگر به نیک‌خواهی در راستای خوشی دیگران است: یعنی کاری کنیم تا انسان‌ها درد و رنج کم‌تری در جامعه متحمل شوند و لذت بیش‌تری از زندگی ببرند. مثلاً تلاش کنیم بدبینی، افسردگی، یأس، و استرس را از آن‌ها دور کنیم. ایجاد خوشی در درجه اول با امکانات مادی میسر می‌شود و باید نیازهای زیستی و فیزیکی او مثل خوراک، پوشاک، مسکن، تفریح، و نیز عزت و اعتبار را فراهم کرد. این دو کمک مایه خرسندی انسان از کار خود و علاقه‌مند شدن به خود و دیگران می‌گردد به گونه‌ای که درد دیگران را درد خود و خوشی دیگران را خوشی خود تلقی می‌کند و در مواجهه با مصائب زنان، کودکان، فقرا و نظایر آن، آن‌ها را درک می‌کند و این بسیار پسندیده است.

همبستگی اجتماعی عبارت از وحدت، وفاق و وفادارى است که ناشى از علایق، احساسات، همدلى و کنش‌هاى مشترک است. احساس مسؤولیت متقابل بین چند نفر یا چند گروه که از آگاهى و اراده برخوردار باشند و شامل پیوندهاى انسانى و برادرى بین انسان‌ها به طور کلى و حتى وابستگى متقابل حیات و منافع آن‌ها باشد. عوامل تقویت همبستگی اجتماعی عبارت‌اند از: علم و آگاهی، مشورت و تفاهم، مهربانی و مدارا، صفا و یکرنگی، نوعدوستی. عوامل تهدیدکننده همبستگی اجتماعی نیز عبارت‌اند از: سوء ظن، افترا و بهتان، توقع بی‌جا، جاه‌طلبی و برتری‌جویی، بخل، حسد و کینه، خواهش‌های نفسانی.

برای حفظ عدالت و همبستگی اجتماعی باید مشکلات را از سه دیدگاه نگریست. یک دیدگاه جامعه‌شناختی است. باید خیرات اجتماعی عادلانه توزیع شود. در جامعه‌ای که خیرات اجتماعی عادلانه توزیع شود، همبستگی تقویت می‌شود. انسان هفت مطلوب اجتماعی (ثروت، شهرت، قدرت، احترام، آبرو، محبوبیت، علم، امنیت، رفاه، آزادی و نظم) دارد. هر فرد برای بهره بردن از این مطلوب‌ها وارد زندگی اجتماعی می‌شود. برای حفظ همبستگی اجتماعی، نخست باید خیرات اجتماعی توزیعی عادلانه و منصفانه داشته باشند. نکته دیگر دیدگاه روانشناختی است. برای حفظ همبستگی اجتماعی، باید جامعه سلامت روان داشته باشد. هر چه اعتماد به نفش افراد جامعه‌ بیش‌تر شود، آن‌ها شادتر و امیدوارتر به زندگی ادامه می‌دهند و هر چه امیدوارتر باشند، همبستگی اجتماعی آنان افزایش می‌یابد و رضایت ‌بیش‌تری از خود دارند. دیدگاه سوم اخلاقی است. هر چه خودخواهی و علاقه به خود در انسان کم‌تر شود، توجه او به بقیه انسان‌ها افزون می‌گردد. اگر نتوانیم علاقه به دیگران داشته باشیم، توجه‌مان نسبت به آن‌ها کاهش می‌یابد و شاید نتوانیم عدالت را نیز نسبت به آن‌ها مراعات کنیم. نتیجه آن، دور شدن از همبستگی اجتماعی خواهد شد.

با توجه به آنچه گفته شد، یعنی بحث عدالت اجتماعی و همبستگی اجتماعی و مشکلات جامعه‌شناختی، روانشناختی و اخلاقی موجود در جوامع در این دو حوزه، وجود نهاد و نظامی آموزشی برای آموزش غیرمستقیم این مفاهیم به جامعه و تبیین راه‌ها و روش‌های رفع این موانع سه گانه و حرکت به سوی جامعه‌ای مطلوب از این ابعاد، لازم و ضروری است. این نقش را کتابخانه‌های عمومی به خوبی می‌توانند اجرا کنند چون لوازم و ابزار کار را در جامعه در اختیار دارند. فلسفه کتابخانه عمومی توسعه عدالت اجتماعی است. یکی از رسالت‌های اصلی کتابخانه عمومی گام برداشتن در جهت دسترسی همگان به منابع کتابخانه و نگریستن به همه با دیدی یکسان در جهت اجرای عدالت اجتماعی است. تمرکز کتابخانه از گذشته بر آموزش و فرهنگ بوده است که هر دو از مؤلفه‌های حقوق انسان هستند، و به این دلیل نقشی بی بدیل در تقویت و پشتیبانی از اهداف عدالت اجتماعی دارند. کتابخانه‌های عمومی در راستای گسترش عدالت یا انواع دگرخواهی (عدالت، شفقت، علاقه و عشق) و آموزش این مفاهیم در جایگاه منحصر به فردی هستند چون با عموم جامعه سروکار دارند و با هدف خدمت به عموم جامعه بنا نهاده شده‌اند.

چون نابرابری در دسترسی به اطلاعات و استفاده از آن تفاوت زیادی در ثروت افراد ایجاد می‌کند. کتابخانه عمومی با تدارک دسترسی همگان به اطلاعات، توسعه آموزش‌ها و خدمات جدید برای کمک به کاربران، و توجه به کسانی که نیاز به توجه دارند، نقشی واقعی در این زمینه ایفا می‌کند. بسیاری از نقش‌های کتابخانه، مثل سوادآموزی، تدارک اطلاعات برای آگاهی از فرصت‌های شغلی، زبان‌آموزی، مهارت‌آموزی مداوم، آگاهی از حقوق خود و دیگران در جامعه، و مانند آن از کارکردهای اساسی کتابخانه است و در راستای عدالت و همبستگی اجتماعی است.

نقش کتابخانه عمومی در ایجاد و تقویت همبستگی اجتماعی و رفع هر گونه مشکل جامعه‌شناختی، روانی، و اخلاقی از جامعه که به آن اشاره شد، نیز چشمگیر است. جامعه امروز به دلایل مختلف حرکتی از یکپارچگی به سوی فردگرایی، خودمحوری، کم‌رنگ شدن عدالت، بی‌اعتنایی به کار دیگران، به توجهی به درد و رنج دیگران، به پیش می‌رود و نظام آموزشی مسؤول در راستای کشاندن جامعه به سوی یکپارچگی و انسجام و همبستگی اجتماعی، کتابخانه‌های عمومی هستند چون رسالتش خدمت به جامعه است، البته با همکاری سایر سازمان‌های دخیل دیگر در این زمینه. اگر جلو این فردگرایی و خودمحوری با آموزش گرفته نشود، کیان جامعه در خطر خواهد بود. بی‌شک برگزاری همایشی با این محتوا و مفهوم و کارکردها، می‌تواند نقش بسیار ارزشمندی در راستای ایفای نقش کتابخانه‌های عمومی در تقویت عدالت و همبستگی اجتماعی و رفع مشکلات جامعه‌شناختی، روانی و اخلاقی جامعه ایفا کند.

 

دکتر محسن نوکاریزی

عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد