پیام دکتر فرج پهلو - عضو کمیته علمی همایش
1398/07/23

 

از دیرباز کتابخانه ­ها جزئی از ساختار یک شهر یا  اجتماع را تشکیل می­دادند. هر اندازه مدنیت و ثبات سیاسی و اجتماعی فزونی یافت، ساختار کتابخانه حضوری انسجام یافته ­تر در شهر و اجتماع به دست آورد. به گواه تاریخ و متونی همچون آثار رکن الدین همایونفرخ، کتابخانه­ ها در کاخ­های سلاطین و در اجتماعات مردمی فعال بوده و با نزدیکی به زمان جاری، از نظر تعداد مواد و محتوای مجموعه گسترش و عمومیت بیشتری پیدا کرد. براساس روایات موجود، در جهان باستان نخستین کتابخانه ­ها با قدمتی حدود دو هزار سال پیش از میلاد در روم باستان تأسیس شد که شهروندان با سواد به منابع آن دسترسی داشتند. در همان عصر، در ایران نیز کتابخانه هایی وجود داشت، هر چند همگان از منابع آن بهره مند نبودند و بیشتر در کاخ­ها و در خدمت سلاطین بودند.

رواج کتابخانه به عنوان نهادی اجتماعی در خدمت عامه جامعه، در دوران  معاصر روی داد. در سطح بین­الملل، به نظر می­آید نخستین ملتی  که به طور رسمی بر تأسیس کتابخانه عمومی مبادرت کرد، کشور انگلستان است که در نیمه قرن نوزدهم میلادی، در سال 1850 قانون تأسیس کتابخانه های عمومی در مجلس عامه این کشور به تصویب رسید. در ایران، بر اساس شواهد موجود کتابخانه و قرائت خانه به مفهوم امروزی برای اولین بار در سال 1300 هـ. ش. توسط محمدعلی خان تربیت در شهر تبریز با تعداد اندکی حدود 200 نسخه کتاب بنیان گذاشته شد.  این کتابخانه و قرائت خانه از بدو تأسیس تا سالها پس از آن به نام «کتابخانه و قرائت خانه عمومیِ معارف خانه تربیت» نامیده می­شد. در اثر تشویق و پیگیریهای مرحوم تربیت، تعداد نسخه­های کتاب در این کتابخانه ظرف کمتر از یک سال به 2000 جلد رسید. در دوران پهلوی رشد کتابخانه­ های عمومی و ساماندهی آن­ها با افت و خیزهایی تداوم یافت؛ هرچند از نظر سرانه، هیچگاه کفاف جمعیت کشور را نمی­داد. در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی تحت تأثیر آموزه­ها و شعارهای فرهنگی انقلاب، به همت جهادگرانی که در روستاها و نقاط دور افتاده خدمت می­کردند، دایرسازی کتابخانه­های روستایی و جهادی با شتاب فراوان صورت گرفت و در اندک زمانی هزارها واحد در اقصی نقاط کشور به وجود آمد. از سوی دیگر، در سالهای اولیه شکل­گیری جمهوری اسلامی کتابخانه های مساجد نیز به سرعت گسترش یافت و رشد کمّی زیادی کردند. در واقع می­توان گفت که این حرکت­ها در راستای رفع خلاء ناشی از کمبود کتابخانه های عمومی بود. برای پاسخ گویی به همین نیازها و نیز به منظور اعطای استقلال مالی به مدیریت کتابخانه­ های عمومی کشور که تا آن زمان تحت پوشش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود، در تاریخ 17 اسفند سال 1382 قانون تأسیس و نحوه اداره کتابخانه ­های عمومی از تصویب مجلس شورای اسلامی گذشت و در نتیجه­ ی آن نهاد کتابخانه ­های عمومی کشور نیز با مأموریت اداره و نظارت یکپارچه بر مجموعه کتابخانه های عمومی کشور تأسیس شد. از آن دوره تا کنون، با برنامه ­ها و فعالیت­ های این نهاد و نیز ادارات کل کتابخانه ­های عمومی در سطح استان و شهرستان، در کشور شاهد رشد چشمگیر کتابخانه­ ها، مجموعه­ها، و خدمات کتابخانه­ ها بوده ­ایم.

     امروزه کتابخانه های عمومی به عنوان نهادهای اجتماعی، هم در تئوری و هم در عمل همچنان ماموریتهایی برای خود قائل بوده که قاعدتاً با روح انگیزه اولیه از ایجاد این کتابخانه­ها هماهنگ است. از آنجا که مخاطبین کتابخانه های عمومی مردم هستند، کلیّت این مأموریتها به گونه­ای جهان شمول بوده و در همه جوامع مشابه می­باشد. این روح اولیه را شاید بتوان به عنوان نمونه در بیانیه مأموریت دو کتابخانه غربی مشاهده کرد:

      در مأموریت کتابخانه عمومی نیویورک می­خوانیم: "مأموریت کتابخانه عمومی نیویورک عبارت است از ترغیب یادگیری مادام العمر، پیشبرد دانش، و تقویت گروه­های اجتماعی."

    در بیانیه کتابخانه عمومی بلِویل (Belleville) اینگونه قید شده است: "کتابخانه عمومی بلویل شریک قدرتمندی برای جامعه است و برنامه ها و خدماتی فراهم می­کند که افراد را به یکدیگر نزدیک می­سازد، خلاقیت را پاس می دارد، و یادگیری مادام العمر را ترغیب می­کند. ما از تاریخ گذشته خود حفاظت می کنیم، زندگی کنونی خود را غنا می بخشیم، و برای آینده ای متحوّل آماده هستیم."

در  این بیانیه­ ها توجه به مخاطبین و جامعه خدمت­ گیرنده موج می­زند. ترویج یادگیری مادام العمر، تقویت گروه­ های اجتماعی و نزدیک کردن افراد جامعه به یکدیگر، و در یک کلام ایجاد همگرایی در جامعه خدمت گیرنده راهبردهای چشمگیری هستند که بی تردید پیاده سازی آنها رشد و توسعه اجتماعی جامعه مخاطب را در پی خواهد داشت.

در ایران نیز رسالت نهاد کتابخانه های عمومی در ایران  را می توان به نقل از سند چشم انداز 1404 اینگونه مشاهده کرد:

نهاد کتابخانه ­های عمومی کشور در چشم­ انداز ایران ۱۴۰۴ هـ. ش. نهادی است فرهنگی با هویت اسلامی _ ایرانی، نافذ و اثرگذار بر جامعه دارای کارکردهای آگاهی­ بخشی، اطلاع­ رسانی آموزشی و ارشادی، زمینه­ ساز ارتقای مطالعه مفید، دارای نیروی انسانی متعهد، متخصص و آموزش دیده با حفظ جایگاه اول کشور در منطقه و موفق در رساندن کشور در زمره­ پانزده کشور برتر جهان از جهت سرانه فضا، عضو، منابع و امانت کتابخانه ­ای (سند چشم انداز نهاد در افق ۱۴۰۴).

    چنانچه در وبسایت نهاد درج شده است، مدیریت جدید نهاد کتابخانه ­­های عمومی کشور در خرداد ۱۳۹۳ و با هدف «فراهم کردن امکان کتابخوانی برای تمام افراد جامعه و گسترش و ترویج کتابخوانی و ارائه بهترین خدمات به علاقه مندان کتاب و کتابخوانی» فعالیت خود را آغاز کرد.

     آنچه از بند مربوط به سند چشم انداز و هدف فوق الذکر بر می­آید این است که در ایران نیز افراد جامعه و رشد و تعالی آنها محور اصلی فعالیت های کتابخانه ­های عمومی بوده و این نگاه بسیار ارزشمندی است که بر فعالیت های این مجموعه مستولی است. از این حیث، دیده می­شود که آنچه که در حال حاضر در افق دید مدیران نهاد کتابخانه های عمومی کشور قرار دارد، کما بیش همانهایی است که در کتابخانه های عمومی جوامع مدرن نیز مد نظر است و از آنها دور نیست؛ مضاف بر اینکه در اینجا بر تعهد و ارتقای معنوی نیروی انسانی نیز تأکید شده است. شاید در همینجا اشاره به شکل گیری و فعالیت چشمگیر انجمن ارتقاء کتابخانه های عمومی که یک سال از تولد آن می گذرد بی جا نباشد. خود این انجمن و فعالیت های شایان تقدیری که تا کنون انجام داده است، در واقع مصداقی است از نگاه کلی توجه به جامعه کتابداران و کتابخوانان کتابخانه های عمومی که با اهداف نهاد نیز همسوئی کامل دارد.

  و اما با وجود آنچه که در بالا اشاره شد، آنچه که در چارچوب اهداف و رسالت کتابخانه ­های عمومی کشور انتظار می رود این است که در عمل و در راستای دستیابی به اهداف متعالی خود چند مورد زیر را نیز در نظر گرفته و در دستور کار و فعالیت های خود قرار دهند:

  1. استفاده هرچه بیشتر از ظرفیت­های انجمن ارتقاء کتابخانه های عمومی به عنوان یک بازوی فکری. نگارنده بر این باور است که با وجود افراد صاحب نظر و کارشناسانی که در رده های مدیریت ارشد و میانه وجود دارد، شنیدن دلسوزانی که هم از بیرون به مجموعه نهاد نگاه می کنند و هم اکثرا جزء بدنه درونی کتابخانه های عمومی هستند، می تواند یاریگر باشد و در برنامه ریزی­ها و تصمیم گیری ها نقش مثبت داشته باشد.
  2. توجه به قومیت ها و نیازهای ویژه مطالعاتی و اطلاعاتی آنان: ایران کشوری چند قومیتی و چند فرهنگی است و در بعضی از استانها و شهرستانها مانند تهران، خوزستان، آذربایجان غربی، و فارس این ویژگی پر رنگ تر است. پژوهشهای متعددی در این رابطه در قالب پایان نامه کارشناسی ارشد و دکتری انجام شده و نشان داده که رمز موفقیت و اثربخشی کتابخانه­ های عمومی در چنین مناطقی این است که در مجموعه منابع و ارائه خدمات به این تنوع قومیتی توجه شده و برای هر قومیتی متناسب با نیازهای مطالعاتی و اطلاعاتی خود خدمات لازم ارائه شود.
  3. ایجاد فرصت مطالعه و دانش اندوزی برای همگان: صرفنظر از قومیت، زبان، فرهنگ، جنسیت، سطح اجتماعی، و غیره.
  4. رعایت عدالت اجتماعی: تردیدی نیست که مدیران و کارکنان نهاد و کتابخانه­ های عمومی تمام سعی و تلاش خود را به کار می­برند تا فعالیت ها و برنامه­ ها از دامنه عدل و انصاف بیرون نرود لیکن، اولاً، هرقدر بیشتر به رعایت عدل و انصاف در توزیع متناسب منابع و خدمات بین اعضاء و مراجعین کتابخان ه­ها تأکید شود، ناروا نیست، در ثانی مرور درخواستها و نکاتی که به ویژه در شبکه­ های اجتماعی ذیربط بیان می­شود بیانگر این است که به خاطر شرایط دشوار اقتصادی و تنگناهای موجود، بعضی اقدامات ممکن است به گونه­ای صورت گیرد که به بی عدالتی و کم توجهی به شرایط اجتماعی تفسیر شود. لذا جا دارد به ویژه با پایش مستمر نیازها و علایق کتابداران، و نظر سنجی در میان آنان، نسبت به این امر مراقبت دایمی صورت گیرد تا خدای نکرده نتایج زحمات مدیران و کارکنان تحت تأثیر قرار نگیرد.
  5. مشارکت در فعالیت­های اجتماعی مانند ایجاد تسهیلات برای اقشار آسیب پذیر: در این راستا، کتابخانه عمومی سانفرانسیسکو برنامه­ای برای حمایت از افراد بی خانمان دارد. شاید در ایران نیز بتوان در حد امکانات و شرایط موجود چنین خدماتی عرضه کرد.
  6. مشارکت در رفع یا کاهش اثرات بلایای طبیعی مانند ریزگردها در استان خوزستان و سایر مناطق غربی و شرقی کشور. در این راستا مدیران و کتابداران کتابخانه­ ها می توانند با هماهنگی سایر نهادهای استان، مانند آنچه که در جریان سیل فروردین ماه 1398 رخ داد، برای تقویت روحیه و آگاهی شهروندان برای مقابله با بلیه طبیعی و سازماندهی افراد برای کمک به یکدیگر و به مقامات محلی برای کاهش اثرات بلایا و بازسازی محل زندگی و نهادهای اجتماعی و اداری برنامه هایی تدارک دیده و اجرا نمایند.
  7. ایجاد سازگاری با تحولات دنیای دیجیتال: نحوه مصرف اطلاعات توسط مردم در قرن جاری تغییر یافته است. درحال حاضر نیازی به حذف کتابخانه ­های سنتی نیست ولی لازم است کتابخانه ها خدماتی بیش از منابع کاغذی عرضه کنند، در عین حال در بعضی کشورهای پیشرفته زمزمه ­هایی شروع شده است مبنی بر اینکه با وجود خدمات سریع و به موقع الکترونیکی، چه ضرورتی دارد که مبالغ زیادی صرف خرید منابع گرانقیمت سنتی شود؟ و تهدیدهایی مبنی بر تعطیلی کتابخانه ­های سنتی نیز شنیده می­شود؛ اما هم زمان باز اندیشی­ هایی نیز در جریان است که می اندیشد کتابخانه عمومی چگونه باید به جامعه خدمت رسانی کند؟ و اینکه کتابخانه آینده چه شکلی می­تواند، و باید، داشته باشد؟ در تحقیق گسترده و عمیقی که سال قبل توسط شورای هنر انگلستان صورت گرفت، به این نتیجه رسیدند که هر دو نوع منبع کاغذی و دیجیتالی بایستی معادل یکدیگر در کتابخانه حضور داشته باشد؛ همچنین، اینگونه نتیجه گیری شد که کتابخانه عمومی قرن 21 کتابخانه ای است که در آن "ساکنان محلی هم در طراحی و هم در تحویل منابع فعال بوده و درگیر هستند." یعنی اینکه آن حس توجه به اجتماع که در تمام تعریف­های کتابخانه عمومی وجود داشته در حال حاضر اهمیت خود را باز یافته است.

 

      نگارنده این سطور به عنوان عضوی از جامعه کتابداری کشور و نیز عضو انجمن کتابداری شهرستان از نزدیک شاهد زحمات و فعالیت های مدیریت کلان و میانه و جزء نهاد در مرکز و در استانهای مختلف بوده و دیده می­شود که علیرغم مشکلات فراوان جاری،  خوشبختانه نهاد کتابخانه­ های عمومی کشور سعی در پیشبرد برنامه ­ها دارد؛ که شایان قدردانی است. در عین حال، با توجه به موارد مذکور،  لازم است که در اواخر دهه دوم قرن بیست و یکم، هم مسئولین محترم نهاد کتابخانه ­های عمومی کشور، و هم دست اندرکاران همایش کارکردهای اجتماعی کتابخانه ­های عمومی به این نکته مهم عنایت کنند که امروزه کتابخانه­ های عمومی به عنوان نهادی اجتماعی، اراده خود را از دایره سنّت خارج ساخته و منابع و خدماتی را فراتر از کتاب سنتی به اعضای خود عرضه کنند؛ خدماتی که به ویژه با بهره برداری از برکات فناوریهای نوین، نه تنها بر مطالعه و نیاز اطلاعاتی مراجعین تمرکز دارد، بلکه در ارتقاء سطح زندگی و فرهنگ اجتماعی آنان نیز اثرگذار است. بدین گونه کتابخانه­ های عمومی کشور خواهند توانست نقش خود را هم به عنوان دانشگاه مردم و هم به عنوان پیشقراولان ارتقاء فرهنگ عمومی جامعه ایفا کنند.

 

 

با احترام

دکتر عبدالحسین فرج پهلو

 استاد دانشگاه شهید چمران

98/7/16

 

 

.