پیام دکتر فدائی- عضو کمیته علمی همایش
1398/07/09

کارکردهای اجتماعی کتابخانه های عمومی

کتابخانه های عمومی به عنوان مهمترین و اولی ترین نوع کتابخانه ها یکی از نهادهای اجتماعی است که توجه به علت پیدایش و مقایسه آن با دیگر نهادهای اجتماعی و با نگاهی انتقادی می تواند ما را به اهمیت آن بیشتر واقف کند. کتابخانه­ های عمومی از جمله می­تواند با مسجد، بیمارستان و بانک مقایسه شود که با هر یک نقاط اشتراک و افتراق دارد. اگر بپذیریم که همه آنها بر اساس نیاز انسان به وجود آمده اند طبعاً هر یک کارکردهایی دارند که هم برای فرد و هم برای جامعه مورد استفاده قرار می گیرند. و اما نقاط اشتراک:

مسجد جایگاهی است که در آن روح انسان تعالی می یاید کتابخانه هم جایی است که در آن فکر آدمی به پرواز در می آید،

بیمارستان مکانی است که در آن بیماران مراجعه می کنند و با صحت کامل و شاداب از آن بیرون می روند؛ کتابخانه هم مکانی است که ارواح خسته و پریشانحالان درمانده به آن روی می آورند تا با یافتن گمشده خود خرسند از آن بیرون آیند. اگر پیشگیری را مقدم بر درمان بدانیم در هر دو این دو نهاد باید افراد قبل از اینکه گرفتار شوند از آن بهره های لازم را ببرند.

بانک مکانی است که مردم سرمایه های خود را به آن می سپارند تا در مواقع لازم از آن استفاده کنند. و نهاد بانک موظف است تا با به جریان انداختن سرمایه های سپرده شده، منابع را چندین برابر کند تا بتواند به خدمات اقتصادی بپردازد و از رکود و تورم جلوگیری کند. کتابخانه نیز مکان گردآوری منابع علمی است و در آن علاوه بر تحویل گرفتن منابع با تداول آن در بین افراد نیازمند و مستعد باید بر سرمایه فکری و معنوی بیافزاید، از رکود و تورم منابع بکاهد تا مراجعه کنندگان را بیش از پیش مستفید کند.

وجه افتراق این نهادها یکی این می­تواند باشد که کسی که از مسجد باز می گردد شاد از اینکه با خدایش نجوا و امیدی به عفو او پیدا کرده است، کسی که از بیمارستان مرخص می شود خوشحال است از اینکه سلامت خود را بازیافته است، و آنکس که از بانک برمی گردد شاید از این خرسند است که پول یا تسهیلاتی دریافت کرده و به فکر بهره برداری از آن است؛ اما آنکس که از کتابخانه برمی گردد بال تواضع بر زمین می گستراند و گویی در برابر انبوهی از دانشمندان خود را سرافکنده می بیند  و از اینکه دین سنگینی به گردن دارد بیمناک است، اگر نتواند آن را به حق ایفا کند.

سؤالی که در اینجا مطرح است این است که اگر به مراکز فوق نیاز وجود دارد چرا در هر جامعه مردم به صورت خودجوش به تأسیس مسجد اقدام می کنند، برای ایجاد بیمارستان و بانک آنها شدیداً کارگزاران  مسئول را مؤاخذه و از آنها مطالبه می کنند؛ اما چنین اهتمامی برای کتابخانه یا مشاهده نمی شود یا کمتر دیده می شود؟

بدیهی است در هر یک از سه مرکز گفته شده اگر مدیران و هدایت کنندگانی نباشند اهداف اصلی آن مراکز تحقق نیافته است. مدیر برای اداره صوری و مرشد برای توجه به جنبه های معنوی و متعالی مورد نیاز انسان در همه این مراکز ضروری است. اگر این هر دو در یکی جمع باشد اولی است. کتابخانه ها بدون داشتن کتابداران دانشمند و دلسوز مکانی بی روح است و قطعاً وظیفه خود را نمی تواند انجام دهد.

مرکز اطلاعات نامیدن کتابخانه، با همه محسناتی که می تواند بر آن مترتب باشد با چالشی اقتصادی مواجه است که اگر همه چیز از دریجه سود مادی نگریسته شود و استفاده از منابع نه برای کشف حقیقت بلکه برای سود بیشتر، آنچنان که لیوتار و دیگر دانشمندان پست مدرن به آن اعتقاد دارند، منحصر شود، خسرانی دیگر خواهد بود.

اگر به تاریخچه کتابخانه ها در شرق و غرب بنگریم بسیاری از اصول حاکم بر اداره آنها را در می یابیم. در گذشتة ما، کتابخانه ها در کنار مساجد بود و همراه با تعلیم و تربیت و برای غور و تحقیق. در عصر جدید آغاز تأسیس کتابخانه­ ها یا برای ساکت کردن کارگران و طبقات ضعیف و سرگرم کردن آنها از ترس اینکه مبادا بر علیه حاکمان شورش کنند بوده؛ یا برای پاسداری از نظام حاکم (اومانیسم) همچنانکه دیویی آن را بیان کرده است و از این منظر وظیفه کتابداران را نه ورود در متن منابع بلکه نمایه گذارانی که فقط به شماره دادن به ظاهر مدارک مشغول اند معرفی کرده است. طبیعی است با پذیرش چنین تفکری، مدیریت و ارشاد خارج از حیطه اختیارات او قرار می­گیرد و در نتیجه چنین مجموعه ای با چنین کتابدارانی نمی­تواند نقش رهایی بخشی را چه از دست ستمگران و چه از افکار نادرست به عهده بگیرد. در اینصورت کتابخانه ها نقش بسیار کمرنگی در هدایت افکار خواهند داشت. از این رو بازنگری در وظایف کتابخانه ها و تشکیک در اصول موضوعه غربی برای نقش آفرینی بیشتر آن اقدامی شایسته خواهد بود.

امید است این سمینار بتواند در این زمینه نقش آفرینی کند.

دکتر غلامرضا فدائی

استاد دانشگاه  تهران

7/7/1398